تبليغاتX
نشان افتخار

نشان افتخار

دانشنامه جامع و گسترده اینترنتی

کتی هولمز

 

کتی هولمز

تاریخ تولد: 18 دسامبر1978

محل تولد: تولیدو،اوهایو،آمریکا

نام تولد: کاترین نویل هولمز

او در همان اوهایود رشد کرد و بازیگری را تولیدات نمایشی دبیرستان آغاز کرد تا اینکه با یک بازیگر یاب آشنا شد و همین شخص او را تشویق می کند تا به لوس آنجلس برود و در یک نمایش فصلی تلویزون تست داده و بازی می کند پس از آن موفق می شود تا نقشی در فیلم تحسین شده طوفان یخ در سال 1997 از آن خود کرده و مورد توجه همگان قرار گیرد اما کتی هولمز به این ها راضی نبود و یک نوار ویدیویی از بازی خود را به سازندگان مجموعه تلویزیونی موفق داوسون کریک فرستاد و همین باعث پیشرفت او شد.

سازندگان مجموعه او پسندیده و انتخابش کردند تا در آن بازی کند و او شانس می آورد که نویسنده ای دانا چون کوین ویلیامسون(نویسنده فیلم نامه هایی مانند جیغ و میدانم تابستان گذشته چه کردید؟) نوشتن کار را بر عهده می گیرد. داستان قوی به انضمام بازی خوب هولمز او را مطرح می کند و هولمز از آن پس به سراسری شهرت گام می گذارد. آشنایی او با تام کروز ابر ستاره سینمای هالیوود بختهایی جدیدی را به رویش بازی کرد که از آن جمله می توان به صدر آمدنش به عنوان چهره خبر ساز سینمایی اشاره کرد. این مساله همچنین باعث شد تا بیشتر مورد توجه قرار بگیرد و در آثار مطرح تری به ایفای نقش بپردازد.

سر آغاز بتمن نقطه شروع شدن کتی هولمز در هالیوود است. این هم گفته شود بد نیست در هنگام اکران این فیلم که کتی مشغول تدارک ازدواجش با تام کروز بود قصد دارد تا پروژهای مشترک ایفای نقش کند. تهیه کننده این فیلم خود کروز است و می گویند او فیلنامه را شخصا به خاطر بازی هولمز در آن خریداری کرده است از آن سو مجموعه جدید داوسون کریک را در دست دارد و این بار نقش محوری تری به او واگذار شده است.

منبع : Honarpisheh.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت   توسط محسن سیلوراستار  | 

داستین هافمن

 

تولد : 8 آگوست 1937

محل تولد : لس آنجلس آمریکا

خانواده : پدرش یک یهودی روسی الاصل بودکه علاوه بر طراحی مبلمان به عنوان خیاط در کمپانی کلمبیا کار می کردو مادرش یک هنرپیشه آماتور تئاتر بود.

وقتی در اواخر دهه 60 وارد سینما شد کمتر کسی فکر می کرد که او با این جثه نحیف و دماغ دراز ممکن است بتواند به یکی از بازیگران صاحب سبک سینمای آمریکا تبدیل شود. راه رفتن او در آن اوایل به دوره گردهای ویلانی می مانست که جز حماقت چیزی را منتقل نمی کرد. خودش می گوید که آن موقع با جین هاکمن (بازیگر فیلم ارتباط فرانسوی) و رابرت دووال (بازیگر فیلم پدرخوانده و کارگردان کنونی) تصمیم گرفتیم تحت هرشرایطی به حرفه مان ادامه بدهیم، حتی اگر از استودیوها بیرونمان بیندازند. زمانی که او وارد سینما شد، کلینت ایستوود با وسترن های اسپاگتی غوغا می کرد، رابرت دنیرو و آل پاچینو هر یک با نقش های بزرگی که ایفا کردند، استعداد فوق العاده خود را به رخ کشیدند و هافمن تازه فهمید که شاید در حساس ترین موقعیت تاریخی وارد سینما شده. در دوره ورود او، ستاره های قدیمی افول کرده بودند و این خود زمینه ای بود برای ورود جوانان پرورش یافته در مکاتب بازیگری.

داستین هافمن هرگز شمایل یک قهرمان هالیوودی را نداشته است. قد کوتاه او و تند تند حرف زدن و بالا و پایین پریدنش هیچ ربطی به وقار و آقامنشی بازیگران طلایی سینمای آمریکا ندارد؛ اما ظاهرا شرایط تغییر یافته بود و دیگر کسی برای بازیگران جا سنگین و پرفیس و افاده، حتی تره هم خرد نمی کرد و شاید به دلیل همین تغییر دوران بود که وارن بیتی و رایان اونیل هیچ وقت تبدیل به بازیگر درجه یکی نشدند و نتوانستند فیلم های موفق خود را تکرار کنند. در عوض هافمن هر نقشی را بازی کرد. از یانکی عجیب و غریب «بزرگمرد کوچک» گرفته تا شخصیت زن نمای «توتسی»، از جوان آسمون جل «کابوی نیمه شب» گرفته تا مرد درآستانه فروپاشی «کریمر علیه کریمر»، از دونده به انتها رسیده «ماراتن من» گرفته تا جوان سرگشته «فارغ التحصیل» و بعد «تمام مردان رئیس جمهور»، «شهر دیوانه» و... یک بار در اظهار نظری با مزه گفت که فقط فیلم های جیمز باندی را در کارنامه اش کم دارد که اتفاقا باید گفت هیات ظاهری اش بسیار برازنده این کارمند سرویس جاسوسی انگلستان هم هست! تصور کنید داستین هافمن با آن هیبت و ظاهر معصومانه بخواهد وارد تشکیلات امنیتی چین شود.

او تا کنون هفت بار کاندیدای دریافت اسکار شده و دوبار این جایزه را به خاطر «کریمر علیه کریمر» و «مرد بارانی» تصاحب کرد. اوج دوران حرفه ای داستین هافمن به دهه 70 برمی گردد که در این سال ها به همراه دنیرو و پاچینو نسل تازه ای بودند که قرار بود آینده را تسخیر کنند. هافمن در فیلم ستایش شده «بزرگمرد کوچک» به کارگردانی آرتورپن، نمایش تحسین برانگیزی داشت. این وسترن نامتعارف نگاه بسیار متفاوتی به تمدن آمریکایی داشت و خیلی ها این کار آرتورپن را در کنار وسترن های اسپاگتی سرجئو لئونه، جزو آخرین آثار برتر این ژانر خاطره انگیز به حساب می آورند. جثه کوچک هافمن برازنده یک قهرمان ششلول بند نبود، قهرمانی که در طول سال ها با نقش آفرینی های جان وین شکلی اسطوره ای به خود گرفته بود. بر عکس در دوران افول این سینما، دیگر نمی شد با مهارت های فردی یک خود خواه بد دهن، تماشاگران را جذب کرد و دیگر کسی تمایلی به تکرار شمایل جیمز استوارت و گریگوری پک و جان وین نداشت.

همچنین فیلم «کابوی نیمه شب» مرثیه ای بود برای فیلم های خیابانی که از الگوی داستانی «رابطه دو دوست» پیروی می کرد. بازی های درخشان جان وویت و داستین هافمن در این فیلم تاثیر گذار جان شله زینگر، شیوه تازه ای از بازیگری را به جهان سینما معرفی کرد. بازی هایی که از عادت های روزمره مردم سرچشمه می گرفت و در ارتباط با زندگی آنها معنا می شد.

با این همه داستین هافمن پس از دریافت دومین اسکارش، تقریبا به محاق رفت. در سال های دهه نود که شاهد اوج گیری دوباره هم نسلان او هستیم او نقش آنچنان چالش برانگیزی نیافت تا خودش را احیا کند. فیلم «شهر دیوانه» ساخته کوستا گاوراس تا حدودی بار دیگر نام او را بر سر زبان ها انداخت؛ اما نقشی بنیادی برای بازیگری که دو بار جایزه اسکار گرفته نبود.

هافمن 68 ساله از این سال ها با شیفتگی و احترام یاد می کند. او معتقد است تجربیات زندگی به شناختش از بازیگری کمک فراوانی کرده است. در یکی از فیلم های اخیرش با نام «راه مهتاب» با بازیگران نسبتا جوانی همکاری داشت. جیک گیلنهال بازیگر نقش جونست معتقد است که هافمن چنان انرژی ای به او داده بود که احساس می کرد واقعا این نقش را بارها در زندگی اش تجربه کرده. این بازیگر اعتراف می کند که در روزهای اولیه فیلمبرداری از بابت بازی در کنار هافمن دچار تشویقش فراوانی بوده؛ اما بعد رابطه شان آنقدر صمیمی شده بود که پیش از شروع فیلمبرداری سر به سر هم می گذاشتند.

داستین هافمن تا پیش از «راه مهتاب» سه سال از سینما دور بود. او دلیل این کار را استراحت و دوری از مناسباتی می داند که با آنها بیگانه است. او نسبت به نحوه تولید فیلم ها و بازاریابی شان در هالیوود بشدت معترض است و هنوز معتقد است که دلیل اصلی مشکلات سینما، وجود همین دلال بازی های احمقانه است. او با تاکید بر این که روی آوردن سازندگان سینمای هالیوود به تصاویر جلوه گرانه و فیلم های پرفروش، این آثار را از معنا و محتوا تهی کرده، ترجیح می دهد وقتی قادر نیست جلوی این جریان سهمگین را بگیرد، خودش را حذف کند. او با همسرش در این خصوص مشورت کرد و به این نتیجه رسید که باید مدتی از سینما دور بماند. به همین خاطر سه سال در هیچ فیلمی بازی نکرد و سرانجام بازی در «راه مهتاب» را پذیرفت که خیلی ها معتقدند شباهت های بسیاری به فیلم «فارغ التحصیل» ساخته مایک نیکولز دارد.

هافمن در سال های اخیر همیشه بازی متعادلی داشته، نه خوب خوب و نه بد بد. در این سن و سال بیش از هر چیز به نقشی چالش برانگیز می اندیشد که پایان خوشی باشد بر چهل سال حضورش به عنوان بازیگر. با این حال هنوز در صدد تجربه های تازه است. او از جانی دپ جوان به عنوان یکی از برترین های سینمای دنیا یاد می کند و امیدوار است تا تجربه مشترکی با هم داشته باشند، از سوی دیگر همیشه دوست داشته تا نقشی در تجربه های بلند پروازانه سینماگران هندی داشته باشد. مثلا بازی اش در «مرگ یک دستفروش» به کارگردانی فولکر اشلوندروف بسیار مورد توجه قرار گرفت. او خودش در سال 1985 این فیلم را تهیه و در آن بازی کرد.

سوزان ساراندون بازیگر فیلم «راه مهتاب» نمی تواند خوشحالی خودش را از بازی کردن در کنار داستین هافمن پنهان کند. او درباره همکاری اش گفته که نقش های ما به دلیل پویایی شان به هم نزدیک بودند. من و او در این فیلم نقش آدم هایی را بازی می کنیم که بیش از هر چیز خانواده برایشان اهمیت دارد و همین مسئله باعث پیوند ماست.

در فیلم «سگ را بجنبان» یک بار دیگر شاهد قدرت نمایی این بازیگر کهنه کار بودیم. او با تسلط فوق العاده اش نقش مشاور سیاسی این فیلم را به خوبی ایفا کرد. برای او که در حال حاضر 6 فرزند دارد، هر فیلمی به منزله فرصتی است تا تجربیاتش را در اختیار جوانان بگذارد. یکی دیگر از توافقات او با همسرش لیزا، این بود که تا سر حد امکان از پذیرفتن نقش های نه چندان معتبر و مستحکم خودداری کند و انرژی خود را برای بازی در پروژه ای مناسب حفظ کند. او به همین دلیل از همسرش تشکر می کند که همواره در شرایط سخت به یاریش شتافته. او در ادامه صحبت هایش می گوید که در زندگی خصوصی اش هرگز نتوانسته با وقایع هولناک رخ داده به سرعت کنار بیاید. «دوست دارم به هر طریقی که شده از وقوع اتفاقات ناگوار جلوگیری کنم. در این سن و سال دیگر مایل نیستم با اندوه زندگی کنم؛ اما مشکلات را به عنوان بخشی از زندگی ام پذیرفته ام.»

داستین هافمن از بیلی کرداپ و لیلی سوبیسکی به عنوان استعدادهای آینده سینما یاد می کند. در ادامه از شرایط نه چندان مساعد سینمای امروز به عنوان مانعی برای رشد استعدادها و خلاقیت های بازیگران یاد می کند: «ما در جوانی تصمیم داشتیم تا با یک شرکت تئاتری کوچک قرار داد خونی امضاء کنیم و تا ابد برای آن ها روی صحنه برویم. ما این طور شروع کردیم و اکنون با وجود همه این جوایزی که دریافت کرده ام و با این که در این دوران سالخوردگی دیگر انرژی جوانی ام را ندارم؛ اما هنوز شور و شوق تجربه کردن در این حرفه را دارم و به نقش های پیشنهادی فکر می کنم. تا زمانی که این احساس در من هست با تلاش تمام ادامه می دهم و مطمئن باشید روزی که این احساس دیگر وجود نداشته باشد، داستین هافمن وجود نخواهد داشت.



جایزه اسکار

1:نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر به خاطر بازی در" فارغ التحصیل" در سال 1967
2: نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر به خاطر بازی در" کابوی نیمه شب" در سال 1969
3:نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر به خاطر بازی در

" Lenny"

در سال 1974
4:نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر به خاطر بازی در" توتسی" در سال 1982
5: برنده اسکار بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در" کرامر علیه کرامر" در سال 1979
6: برنده اسکار بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در

" Rain Man"

در سال 1988

منبع : Honarpisheh.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت   توسط محسن سیلوراستار  | 

پاریس هیلتون

 

تاریخ تولد: ۱۷ فوريه ۱۹۸۱

محل تولد: شهر نيويورک

پاريس ويتنی هيلتون وارث امپراتوری چهار ميليارد دلاری هتلهای مجلل هيلتون است، اما اين دختر ۲۴ ساله نه علاقه ای به هتلداری دارد و نه آنچه وی را مشهور کرده است: شهرت.

وی که معروفترين جمله اش It’s Hot است، هفته گذشته اعلام کرد می خواهد دو سال ديگر زندگی عمومی خود را رها کند و با نامزدش کانون "گرم" خانواده را تشکيل دهد.

ستاره مجموعه تلويزيونی "زندگی ساده" به مجله نيوزويک گفته است: "وقتی جوانتر بودم، خيال می کردم ايفای نقش يک دختر بلوند کودن بانمک است. من در تلويزيون اين نقش را ايفا می کنم چون بامزه است. ولی حالا خودم را زنی اهل تجارت و اسمم را يک برند (نام تجاری) می دانم."

پاريس هيلتون که اخيرا با فيلم ترسناک "خانه مومی" بر پرده نقره ای سينما درخشيد، به اين مجله گفته است که ديگر از ايستادن مقابل دوربين عکاسان لذت نمی برد. "کار عذاب آوری است. همه می پرسند آيا می توانند از من عکس بگيرند؟ با خودم فکر می کنم اينها يک مشت فلک زده اند. باورم نمی شود قبلا از اين کارها لذت می بردم."

زندگی در سايه شهرت، خواسته يا ناخواسته، ميراثی خانوادگی برای پاريس هيلتون است. مادرش کتی در شبکه ان بی سی آمريکا يک برنامه تلويزيونی دارد که در آن آداب زندگی اشرافی را به ۱۴ رقيب آموزش می دهد.

نيوزويک می گويد که کتی و شوهرش ريک هيلتون نمی خواستند نام خانوادگی بلندآوازه شان روی اين برنامه قرار گيرد، "زيرا آن را خيلی لوس می دانستند."


مهمان من باش



اماهمانطور که هتلهای هيلتون در همه جای دنيا شناخته شده است، اين خانواده نيز نان اعتبارش را می خورد.


مژدگانی


- برای جشن تولد ۲۱ سالگی خود پنج ميهمانی در پنج شهر گرفت: نيويورک، لاس وگاس، لندن، لس آنجلس و توکيو.

- انتشار فيلم ويدئويی خصوصی پاريس هيلتون و دوست پسرش به تحقير وی انجاميد.

- هيلتون از دوست پسرش بخاطر پخش اين فيلم در اينترنت به دادگاه شکايت کرد و ۴۰۰ هزار دلار غرامت و بخشی از سود وی را دريافت کرد.

- سگی کوچک از گونه چيهواهوا به نام تينکربل دارد. در سال ۲۰۰۴ تينکربل گم شد و پاريس مژدگانی پنج هزار دلاری برای يابنده تعيين کرد.




جد پاريس، کنراد نيکولسون هيلتون بود که اولين هتلش را در سال ۱۹۱۹ خريد و همان نخستين حلقه هتلهايی زنجيره ای شد.

کنراد اولين هتل هيلتون را در سال ۱۹۲۵ در دالاس واقع در ايالت تگزاس بنا کرد و خيلی زود هيلتون به نخستين هتل زنجيره ای تبديل شد که در دو سوی آمريکا گسترش يافت.

آقای هيلتون الگوی تجاری خود را روی مسافران کاسبکار متمرکز کرد که می خواستند يکی دو شب در يک شهر به قصد تجارت بمانند و شبها سرگرم شوند. اين ايده چنان موفق از کار درآمد که آقای هيلتون به يکی از ثروتمندترين مردان دنيا تبديل شد.

وی همچنين چند اقامتگاه صاحب نام ديگر را خريد، از جمله: فرانسيس دريک در سانفرانسيسکو، والدورف آستوريا در نيويورک و پالمر هاوس در شيکاگو.

آقای هيلتون در سال ۱۹۵۷ زندگينامه خود با عنوان "مهمان من باش" را منتشر کرد و سپس به تامين بودجه بورس، رشته مديريت رستوران و هتلداری کنراد هيلتون را در دانشگاه هوستون همت گمارد.

بعد از کنراد هيلتون، پسرش بارون زمام اداره شرکت را به دست گرفت. کنراد در سال ۱۹۷۹ جان سپرد و بخش عمده ثروتش را برای بنياد خيريه خود به نام بنياد کنراد نيکولسون هيلتون به ارث گذاشت.

يک پسر ديگر وی به نام کنراد جونيور ملقب به "نيکی"اولين شوهر اليزابت تيلور، هنرپيشه سابق هاليوود بود. اين زوج در اوايل دهه ۱۹۵۰ ازدواج کردند.


زندگی هاليوودی


پاريس هيلتون که نوه کنراد جونيور است، در ۱۷ فوريه ۱۹۸۱ در شهر نيويورک به دنيا آمد و از همان بدو تولد در ناز و نعمت پرورش يافت.

وی در نوجوانی به پای ثابت ميهمانی های اشرافی در نيويورک و لس آنجلس تبديل شد و خيلی زود بخاطر انتخاب لباس و رفتار غريبش توجه رسانه های شکارچی ستارگان نوظهور را جلب کرد.




اعترافات

- در پاييز ۲۰۰۴ کتابش با عنوان اعترافات يک وارث را منتشر کرد که برخی رسانه ها آن را آبکی توصيف کردند، اما در فهرست پرفروشهای نيويورک تايمز قرار گرفت.

- در فوريه ۲۰۰۵ محتويات دفترچه تلفن وی شامل شماره شخصيتهايی مانند کريستيانا آگيلرا و امينم در اينترنت انتشار يافت.




بعد از گرفتن ديپلم دبيرستان، وی علاقه ای به کالج نشان نداد، برای همين در حوالی سال ۲۰۰۰ بود که پاريس هيلتون تصميم گرفت مشهورتر از گذشته شود.

در نتيجه وی به مدل لباس تبديل شد و اندک زمانی بعد در نمايش طراحانی مانند مارک بوئر و کاترين مالندرينو خودنمايی کرد. سپس در يک آگهی برای بوتيک ايتاليايی Iceberg حضور يافت.

مجلات ملی آمريکا مانند جی کيو، ونيتی فئر و اف اچ ام نيزعکسهای پاريس هيلتون را به عنوان مدل چاپ می کردند.

در همين حال، وی همچنان در رادار رسانه های پاپاراتزی قرار داشت که درباره روابط واقعی و خيالی اش با ستارگان هاليوود مانند لئوناردو دی کاپريو و نيز خوانندگانی نظير نيک کارتر از گروه Backstreet Boys گمانه زنی می کردند.

اما حقيقت اين است که درباره رابطه ساده وی با اين افراد که در ميهمانی ها با همديگر آشنا می شدند، بی اندازه لغو می شد. از همين رو پاريس هيلتون عقيده دارد اين دسته از خبرنگاران و عکاسان "انسانهای سخيفی هستند."

اما انتشار يک فيلم ويديويی در اينترنت در سال ۲۰۰۳ که رابطه سکسی او با دوست پسر سابقش ريک سلومون را به تصوير کشاند، بدنامی غيرمنتظره ای نصيب وارث خاندان هيلتون کرد. اين فيلم ظاهرا در سال ۲۰۰۰ ضبط شده بود که پاريس فقط ۱۹ سال سن داشت.( البته این فیلم این طور من در مجلات خارجی خواندم باعث معروفیت بیشتر وی شد و هم اکنون این فیلم با قیمتهای گزافی توسط بعضی از سایتها به صورت آنلاین به فروش می رسد)

وی به مجله نيوزويک گفته است که انتشار اين فيلم مايه تحقيرش شده است. خانم هيلتون می گويد: "بسيار دردناک بود، اما من درس عبرت گرفتم که به کسی اعتماد نکنم."

بچه ننر


وی به منظور جلا دادن به وجهه خود کوشيد وارد جريان رسانه شود. از همين رو، در سال ۲۰۰۱ در کمدی "زولندر" اثر بن استيلر حضوری کوتاه در نقش خودش داشت. پاريس هيلتون همچنين همراه نيکول ريچی در مجموعه تلويزيونی "زندگی ساده" در شبکه فاکس به بازی پرداخت.





نامزد پولدار

خانواده لاتسيس در فهرست ثروتمندان مجله فوربز در سال ۲۰۰۵ در رده ۵۸ ايستاد. ثروت خالص لاتسيسها هفت و نيم ميليارد دلار برآورد می شود.




در اين سريال واقعی وی برای پنج هفته زندگی اشرافی خود را کنار گذاشت تا با يک خانواده کشاورز در آرکانزاس زندگی کند. پاريس هيلتون درباره شيوه زندگی اش گفته است: "فکر می کنم بزرگترين باور نادرست درباره من اين است که من بچه ای ننر هستم. اما اينطور نيست، کاملا برعکس!"

او در سال ۲۰۰۴ نيز در فيلم "پرورش هلن" در کنار کيت هادسون هنرنمايی کرد.

در کنار اين، پاريس هيلتون در مقام زنی تجارت پيشه شروع به طراحی کيفهای شيک برای يک توليدی ژاپنی به نام سامانتا تواسا کرد.

وی همچنين کوشيد محصولات آرايشی به نام خود را روانه بازار کند، اما ناکام ماند. با اين حال، پاريس هيلتون موفق شد شرکت ضبط موسيقی Heiress را تاسيس کند و می خواهد امسال اولين آلبوم خود را در اختيار مشتاقانش بگذارد.

مجله "پيپل" در مه ۲۰۰۵ نوشت که "پاريس وارث" به نامزدی يک پسر يونانی متمول به نام پاريس لاتسيس درآمده و آنها قصد ازدواج دارند. خانواده لاتسيس در فهرست ثروتمندان مجله فوربز در سال ۲۰۰۵ در رده ۵۸ ايستاد. ثروت خالص لاتسيسها هفت و نيم ميليارد دلار برآورد می شود.

پاريس هيلتون در مصاحبه اخيرش با نيوزويک نگفته که اين دو چه موقع قصد ازدواج دارند، اما گفته است که تا دو سال ديگر از انظار عمومی دور خواهد شد. بايد ديد چه کسی می تواند جای خالی وی را پر کند.

منبع : Honarpisheh.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت   توسط محسن سیلوراستار  | 

تام هنکس

 

نام :تام هنکس

تاریخ تولد :9 ژوئیه
محل تولد : کنکورد،کالیفرنیا ، آمریکا

متولد 9 ژوئیه در کنکورد کالیفرنیا ی آمریکا . دانش آموخته دانشگاه ایالتی کالیفرنیا . عضو «گریت لیکس شکسپیر فستیوال» کلیوندلند اوهایو. بازیگر «ریو ساید شکسپیرکمپانی »نیوویرک سیتی .

کلیشه ای تبلیغاتی وجود دارد که کمدین ها همیشه به دنبال «اترسچ »ی می گردند که خواهان شکل تازه ای از خودشان به صورت بازیگر جدی است. تغییر قابل ملاحظه تام هنکس از همبازی مجموعه کمدی تلویزیونی نسبتا موفق به یکی از محبوب ترین بازیگران آمریکایی بسیار نادر است. هنکس با ایجاد قاطعانه پرسونای کمدی اش در برخی از نقش ها به نظر می رسد که آگاهانه در مقابل تیپ خودش بازی می کند . با از این بیشتر به صورت زمینه ها استفاده می کند. تا اینکه آن را رها کند . هنکس از اغلب بازیگران کمدی نسل خود بهتر به نقش های دراماتیک منتقل می شود. با نگاهی به «شلپ» 1948که نخستین نقش اول بازیگر جوان و اوج هنرپیشگی را برای او به همراه داشت می توان دریافت که او اجرایی کار آموزانه ارائه نمی دهد. بلکه در او ترکیب متمایزی از کمرویی و آگاهی بی تفاوت آشکار است. او از چهره پسرانه کمی خپل و لبخند شیطنت آمیزش کاملا استفاده می کند. او به ویژگی دارای عکس العمل چهره ای بسیار متفاوتی در مقابل رفتار دیگران است.گویی مشغول مکالمهای درونی با  خود است . در صحنه ای که پری دریایی پیشنهاد ازدواج جوان را نمی پذیرد ،در نگاهی اجمالی عصبانیت و بد خلقی ای که به طور بارزی در نقش های دراماتیک در بدون و جه مشترک و «خط پانچ» نشان داده خواهد شد،به چشم می خورد. او اغلب هنگامی که شخصیتش در غمیگین ترین حالت است مضحک ترین است.با وجود انتظار ویژه ای از«گنده » وجود داشت. کمدی های سرگرم کننده پرسونای هنکس را پیشرفت نمی دهد. در حقیقت آنها هنگامی که نوشته و کارگردانی (مانند   The burbs) ضعیف باشد فقط بازتابی کمرنگ از اثر اصلی است. نگاه پسرانه و گاهی اوقات حال شیطنت آمیز هنکس او را برای نقش های جوان و بی تجربه مناسب کرده است. در« دواطلبان» قهرمان سیاه صلح اجباری باید شکل بگیرد ،در« بدون وجه مشترک »شخصیتی کودکانه /خودخواه اجرا شود،در «خط پانچ» کمدینی از پدرش قهر می کند. حتی در« بیخوابی در سیاتل» که هنکس مسن تر از و پسری کوچک دارد ،نقش از او می خواهد که روزهای پسرانه نگرانی ها را دوباره بازی کند. در «گنده» با دورنمایه بلوغ پرداخته شده است.به منظور ایفای نقش پسری سیزده ساله در بدن مردانه هنکس باید جنبه امروزی پرسونایش حذف شود ،ولی در برخی رفتارهایش باقی بماند. شاید بعد جدید واقعی در این نقش لحظه آسیب پذیری پی برده است. به ویژه در صحنه متحرک نخستین مرد- بچه در هتل نحس. در مرود ایفای نقش وکیل در فیلم آموزنده « فیلادلفیا » ،افراد بدبین ممکن است اظهار نظر کنند که افت جسمانی اش با گریم انجام شده است ،ولی انتقال لحظه های شخصیت از هرای کوبنده باید به بازیگر نست داده شود . در مورد تجسم هالوی در «فارست گامپ» کافی است بگوییم که در پس ناخشنودی امریکن گوتیک و طرز بیان یکنواخت ، هنکس گستره هوشمندانه قابل توجهی از مایه های صدا می یابد و به پیشنهادها  زندگی داخلی برای شخصیت فانتزی که همین گاه به گاه نقش های سبکی انتخاب می کند . هنکس هنگامی که خطر مخلوط کردن کمدی و درام را می پذیرد «گامپ و تیمی از آن خودشان »در یادها باقی می ماند.

منبع : Honarpisheh.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت   توسط محسن سیلوراستار  | 

لیندسی لوهان

 

نام : ليندسي لوهان

نام كامل : ليندسي مورگان (دي ) لوهان

تاريخ تولد : 2 جولاي 1986

محل تولد : نيويورك - آمريكا

شغل - حرفه : بازيگري

ليندسي يك بازيگر آمريكايي و همچنين خواننده پاپ است . ليندسي لوهان در نيويورك به دنيا آمد و در متريك - لانگ آيلند نيويورك بزرگ شد .

لوهان شغل نمايشي خودش رو از كوچكي براي مدل هاي بچگانه مجله و آگهي هاي تلويزيوني شروع كرد .در سن 10 سالگي وارد حرفه

بازيگري شد .در سال 2004 لوهان همچنين وارد دنياي موزيك شد .لوهان يك خونه در Beverly Hills كاليفرنيا داره اما اكثر اوقات در نيويورك و در كنار

خانواده اش هست .



مدل

صورت پر لك و موهاي بور آغاز كار ليندسي براي Ford Model در 3 سالگي بود .

چشمهاي آبي و موهاي بلوند باعث تقاضا هاي زيادي از ليندسي شد كه ليندسي اولين كار خودش رو پيدا كرد .

پافشاري ليندسي باعث شد كه سرانجام بيش از 100 چاپ از ليندسي براي تبليغ هاي Toys R چاپ بشه .

لوهان بعد از آنها عكسش در مجلات گوناگوني به چاپ رسيد .



تلويزيون

اولين كار تلويزيوني ليندسي لوهان چندان جالب از آب در نيومد .

در همان موقع تبليغ بازرگاني Duncan Hines رو امتحان كرد و ليندسي به مادرش گفت كه بي خيال همه چي ميشه اگه تو حرفه اش شكست

بخوره .لوهان سرانجام 60 تبليغ تلويزيوني رو اجرا كرد .كار تبليغاتي لوهان تبديل شد به soap opera و بعد از آن در 10 سالگي با بازي در كار

تلويزيوني Another World . لوهان نوجوان در سال 2000 2 فيلم براي شبكه تلويزيوني ديسني بازي كرد ( Life Size - Get A Clue ).

ليندسي همچنين در اولين اپيزود Bette رو اجرا كرد .

3 سال بعد يعني در سال 2003 ليندسي در كار تلويزيوني Punk'd بازي كرد . لوهان همچنين در 8 نوامبر 2004 در That '70S Show ظاهر شد و

2 بار براي Saturday Night انتخاب شد .

فيلم

ليندسي لوهان از بازي در نقش خودش در Another World منصرف شد وقتي كه نانسي مايرز از ليندسي خواست تا در فيلم The Parent Trap

بازي كند . نقدكننده اين فيلم مي گويد كه لوهان با توجه به 11 سالگيش و اين كه در 2 نقش بازي مي كرده ولي خيلي با انرژي و قوي بوده .

بعد از آن در 5 سال بعد يعني سال 2003 Freaky Friday با بازيگري جيمي لين كرتز در نقش مادر و ليندسي لوهان در نقش دختر كه ميشه گفت

يك كاري براي لوهان بود كه حتي خيلي افراد ليندسي رو با بازي در اين فيلم شناختند .

لوهان 2 فيلم ديگه در سال 2004 با نامهاي Confessions of a teenage drama queen و Mean Girls كه اولين فيلم ليندسي لوهان بود

كه گروه سني 13+ گرفت .

در سال 2005 در Herbie: Fully Loaded پنجمين قسمت از سري فيلمهاي والت ديسني Herbie .

فيلم بعدي ليندسي با نام Just My Luck در 12 مي 2006 در سينماها خواهد بود .

در جولاي 2005 كار فيلمبرداري فيلم A Prairie Home Companion به كارگرداني رابرت آلتمن تمام شد و در 9 ژوئن 2006 آماده

اكران در سينماها خواهد بود . در آخراي 2005 نيز كار فيلمبرداري Bobby تمام شد و در 9 ژانويه 2006 كار فيلمبرداري Chapter 27 در

نيويورك آغاز شد .

موزيك:

در سال 2004 لوهان ضبط آهنگهاش رو با كازابلانكا ركوردز تمام كرد . اولين آلبوم ليندسي با نام Speak جايگاه چهارم بيلبورد 200 تايي رو گرفت .

و كليپ تصويري آن جايگاه اول MTV'Trl قرار گرفت و كانديداي بهترين موزيك پاپ Mtv Awards شد .

آلبوم دوم ليندسي لوهان A Little More Personal در رتبه بيستم بيلبورد 200 تايي قرار گرفت قبل از اينكه در پنجمين هفته به جايگاه 88 سقوط كنه .

زندگي شخصي :

مطبوعات ادعا مي كند كه ليندسي لوهان و هيلاري داف هر دو باهم دشمني دارند و رقيب سر سخت يكديگرند و از طرف ديگر در مورد دوست پسر

مشترك جفتشون آرون كارتر .

ليندسي بزرگترين فرزند مايكل و ديانا لوهان هست .

ليندسي 3 خواهر و برادر با نامهاي Michael و Aliana (Ali) و Dakota (Cody) دارد .

ليندسي گفته است كه اسم مياني اصلي او Dee هست كه بعدا اونرو به Morgan تغيير داده اند.

ليندسي لوهان در كارهاي خير وصدقات زيادي از جمله كمك به افرادي كه سرطان سينه دارند و حفظ كودكان و ... شركت داشته است .

در 12 سپتامبر 2005 پدر و مادر ليندسي كارشان به طلاق كشيده شد . وكيل دينا مي گه : ديانا و بچه خوشحالند كه اين بخش از زندگيشون به پايان

رسيده است .و در مقابل وكيل مايكل گفته : مايكل نگاهش به آينده هست كه دوباره روابطش رو با بچه ها بسازه .



در 31 مي 2005 ليندسي در تصادف با ماشين صدمه ديد . در تصادف ديگري ليندسي در 4 اكتبر 2005 با مرسدس بنز مشكيش با يك وانت در غرب

هاليوود تصادف كرد وپليس مقصر را وانت به دليل پيچيدن غيرمجاز جريمه كرد .

منبع : Honarpisheh.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت   توسط محسن سیلوراستار  | 

لوسی لیو

 

لوسی لیو

تاریخ تولد: 2 دسامبر 1968

محل تولد: کویینز نیویورک

لوسی از مهاجران چینی متولد نیویورک است. لوسی همیشه سعی می کرد که بین علاقه به میراث فرهنگی اش و میل به فرارفتن از تجربیات آسیایی –آمریکایی تعادل برقرار کند . یک بار به مناطق بومی تبعید شد و سرانجام این هنرپیشه پر انرژی مرتبه اش را به عنوان یک هنرپیشه ی نقش اول همگانی به دست آورد.

لوسی از دبیرستان Stuy vesant در سال 1986 فارغ التحصیل شد و در دانشگاه نیویورک ثبت نام کرد. اگر چه او از فضای تیره و طعنه آمیز دانشگاه ناامید شد، پس از سال اول به دانشگاه میشیگان منتقل شد.از دانشگاه میشیگان با مدرکی در فرهنگ و زبان چینی فارغ التحصیل شد و او آموزش های اضافی در رقص ، صدا ، هنرهای زیبا و بازیگری نائل شد. در طول سال دوم لوسی برای یک قسمت کوچک در تولید آلیس در سرزمین عجایب آزمون صدا داد و نقش اصلی را ربود.مایوس از این تجربه دست به کار بازیگری حرفه ای زد.به لوس آنجلس رفت و وقتش را بین آزمون صدا و کارهای سرویس دهی صدا تقسیم کرد.سرانجام نقش یک خدمتکار را در Beverly hills go 210 1990 به عنوان هنرپیشه میهمان کسب کرد. اجرایش منجر به نقش های بی اهمیت بیشتری در شوهای تلویزیونی شد.

در 1996 به عنوان یک دانش آموز کالج در سریال کمدی کوتاه مدت pear بازی کرد.

در سینما ابتدا به عنوان یکی از دوست دخترهای بازیگر فیلم جری مگوایر ظاهر شد اما پخش فیلم دو سال به تعویق افتاد . قبل از به دست آوردن فرصت بزرگش در فیلم Alley McBell (1997) ، او با یک سری نقش های فرعی در فیلم های کوچک کلنجار می رفت.لوسی ابتدا برای نقش Nell Porter آزمون داد که نویسنده فیلم تحت تاثیر شهامت او قرار گرفت و قول داد که یک نقش برای او در قسمت آینده بنویسد که آن نقش ، نقش یک وکیل بد اخلاق و پرخاشگری از آب در آمد که لوسی با اعتماد به نفش اجرایش کرد که به عنوان عضو گروه بازیگر دایمی قرار به خدمت بست. موفقیت ally به موفقیت لوسی ارتقا بخشید. نقشی در فیلم اکشن مل گیبسون payback به دست بیاورد.

سال بعد نقش های بزرگتری برایش به ارمغان آورد . ابتدا به عنوان شاهزاده ربوده شده در فیلم pei pei در فیلم وسترن جکی چان ظهر شانگهای (2000) و سپس به عنوان یکی از گروه سه گانه کمدی مبارزه با جرم در فرشتگان چارلی (2000) ظاهر شد و بعد از دو بازیگر اصلی فیلم کامرون دیاز و درو بریمور شروع به تمرین های رزمی کرد.

وقتی با مراجعین سرو کار نداشت خودش را با سرگرمی های غیر صحنه ای مشغول می کرد. او هنر بدنی رزمی جنگ چاقو و چوگان ، صخره نوردی ، اسب سواری و آکاردئون را تمرین می کرد. در سال 1993 مجموعه ای از قطعات هنری چند رسانه را در گالری cast Iron در سوهو نیویورک عرضه کرد که پس از آن بورسیه ی تحصیل و تولید هنر در چین را کسب کرد . برنامه پرتکاپویش فرصت زیادی برای رابطه عشقی نگذاشت اما لوسی می گوید که ترجیح می دهد که این قسمت زندگی اش خلاف فرهنگ باشد.

لوسی آنقدر گرفتار بود که وقتی برای کسب کردن روابط شخصی نداشت چه برسد به پیدا کردن شریک زندگی و وقتی از او سوال می شد او در جواب می گفت علاقه ای به این کار ندارد. لوسی می گفت که او نمی تواند با کسی زندگی کند چه برسد با اینکه با کسی ازدواج کند. او نمی توانست کنترل زندگی اش را به فرد دیگری ونه حتی به هالیوود بسپارد. لوسی جوینده ی پرشور ، به بهترین نحو زندگی می کرد و می گفت که هیچ نیتی حتی برای اینکه اجازه دهد یک روزش بدون لذت سپری شود ندارد.

منبع : Honarpisheh.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت   توسط محسن سیلوراستار  | 

توبی مگوایر

 

نام : توبی مگوایر
تاریخ تولد:27 ژوین 1975
محل تولد:سانتا مونیکای کالیفرنیا
پدر و مادررش وقتی او به دنیا آمد تنها 18و 20 سال داشتند و در دو سالگی او از هم جدا شدند . پدرش وینسنت یک اشپز بود و مادرش وندی منشی گری می کرد . در نتیجه طلاق والدین او مجبور شد که دائم در تغییر مکان باشد ولی اغلب روزگاری نوجوانی اش را در کالیفرنیا گذراند و گاهی هم به واشینگتن می رفت . مدرسه را در کلاس نهم رها می کند و به دنبال بازیگری که عشق همیشگی اش بود، گرفتن رل های کوچک را سر می گیرد . چندین آگهی تجاری انجام می دهد و تعدادی نمایش تلویزیونی بازی می کند تا اینکه در کمدی از شرکت فوکس با عنوان اسکات بزرگ نقشی خوب به او می رسد اما در عین ناباوری کار کنسل می شود . او که از اعضای گروه دی کاپریو به شمار می رفت دوستی نزدیکی با این ستاره دارد ضمن آنکه یک گیاه خوار است و از مخالفین مشروبات الکلی و مواد مخدر می باشد.

توبی در 27 ژوین 1975 درمتولد شد در کودکی دوست داشت که مثل پدرش یک آشپز یشود ، اما مادرش او را تشویق کرد تا به بازیگری بپردازد و او که اغلب اوقات را با مادرش بود کم کم به بازیگری علاقه مند شد. سال 92 اولین فیلم سینمایی خود را با نام زندگی این پسر به همراه لئوناردو دی کاپریو و رابرت دی نیرو بازی می کند، پس تاز نقش کوچکی در S.F.W) 94) و یک نقش اول در انتقام بارون قرمز در همان سال ، توبی به بازی در The Duke of groove می پردازد که در آن با اما تورمن همبازی می شود و به خاطرش نامزد اسکار هم می شود.

سال 97 در خشش توبی بود ، او در آن سال با دو کارگردان قابل احترام در دو پروژه بزرگ همکاری کرد ایتدا در ساخته ای از آنگلی که اقتباسی از نوولی نوشته ریک مدی با نام طوفان یخ بود شرکت کرد و توانست در کنار بازیگران مطرحی چون کوین ملاین ، سیگورنی ویور ، جوا آلن و کریستینا ریچی بدرخشد و نقدهای مثبت بسیاری دریافت کند. سپس دردسرهای هری ساخته وودی آلن را بازی کرد که مهر اعتباری دیگر شد بر کارنامه اش . سال 98 سال خوب دیگری برای این بازیگر بود ، اول فیلم پلزنت ویل که فضایی متعلق به دهه 50 داشت توانایی های دیگری از او به نمایش گذاشت . همچنین حضوری کوتاه و افتخاری در ترس ونفرت در لاس وگاس ایفا کرد و وتصویرش روی جلد ویژنامه هالیوودی مجله وینتی فیر می رود . توبی به عنوان یکی از جهره های مستعد و جوان هالیوود مطرح و با آثار با ارزشی راه پیدا می کند . با فیلم قوانین خاندان سیدر که برگردان سینمایی از رمان نوشته جان ایرویینگ بود شهرتی فراتر به دست می آورد . او همچنین نقش با اعتنای یک نویسنده جوان درگیر با مشکلات را در نوابغ (2000) ایفا می کند ، اما این سام رین بود که کارکتر دوگانه پیتر پارکر و مرد عنکبوتی در فیلم اسپایدرمن او را به چهره ای بین المللی تبدیل می کند و گیشه ها را مدت کوتاهی فتح می کند و توبی وارد لیست الف بازیگران می شود.

منبع : Honarpisheh.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت   توسط محسن سیلوراستار  |