تبليغاتX
نشان افتخار
روز نوشت های محسن عالیشوندی

Ramezan

از کودکی آرزو داشتم که آخرین شب ماه شعبان به پشت بام بروم و ماه را با چشمان خودم ببینم. آرزو داشتم که ببینم ماه با نمایاندن خود ضیافت الهی را به ارمغان بیاورد. همیشه آرزو داشتم در ماه رمضان آن قدر خودم را به خدایم نزدیک کنم که بدی ها هزاران کیلومتر از من فاصله بگیرند. کوچکتر که بودم همیشه آرزو داشتم بتوانم یک روزه کامل بگیرم. مادرم می گفت : اگر کله گنجشکی هم بگیری خدا قبول می کند. اما کیست که نداند حتی کودک هم از فضایل روزه کامل باخبر است؟ قبل از افطار برای آن که هر چه زودتر هنگام اذان بشود لحظه شماری می کردم. بعضی وقتها با بچه های کوچه فوتبال بازی می کردیم تا زودتر لحظه موعود فرا رسد! انگار کنار دوستان ثانیه ها زودتر سپری می شوند.

با جان و دل گوش کنید. صدای پای رمضان به گوش می رسد. هر لحظه نزدیک و نزدیک تر ...

یعنی ممکن است امشب ماه را با چشمان خودم ببینم؟

+ نوشته شده در  2007/9/12   توسط محسن  | 

Israel 

همان طور که قبلا قول داده بودم امروز قصد دارم کمی درباره نژاد بنی اسرائیل و یهودیان توضیح دهم.

قبل از حضرت عیسی (ع) و حضرت محمد (ص) پیامبری پاک از سوی خدا به نام حضرت موسی (ع) برای هدایت قوم گمراه و بدبختی در مصر برانگیخته شد. وی پس از مبعوث شدن به مخالفت با فرعون زمان خود پرداخت و مردم را از مصر به فلسطین برد تا زندگی آسوده ای داشته باشند. سال ها پس از حضرت موسی (ع) که رنج های بسیاری از دست این قوم ناسازگار متحمل شد، حضرت عیسی (ع) از طرف خدا در فلسطین به پیامبری مبعوث شد. اما بزرگان این قوم بر اساس هوی و هوس و تعصب های جاهلی و لجاجت، در برابر دستورات خداوند تسلیم نشدند و به مخالفت با پیامبر اولوالعزم پرداختند. این مخالفت در تمام مدتی که حضرت عیسی به ارشاد مردم می پرداخت ادامه یافت، تا زمانی که آنان تصمیم گرفتند حضرت عیسی را به صلیب بکشند. البته اعتقاد یهودیان و مسیحیان این است که حضرت عیسی آنجا واقعا به صلیب کشیده شد، ولی مسلمانان معتقدند که خداوند حضرت عیسی (ع) را زنده نگاه داشته و به هیچ وجه او به صلیب کشیده نشده و در آخرالزمان همراه با امام مهدی (عج) ظهور خواهد کرد.

اکنون باید کمی بیشتر با قوم یهود و اعتقادات آنها آشنا شویم. کتاب تلمود یکی از معتبرترین کتب نزد یهودیان است و این بدان معناست که همه یهودیان (نه فقط اسرائیلی ها) به کلیه مطالب این کتاب ایمان دارند. البته من قصد ندارم بگویم که تک تک یهودیان این گونه اند، اما آنها از قدیم به رعایت نوشته های این کتاب اهتمام می ورزیدند.

قسمت هایی از عقاید یهودیان در کتاب تلمود :

۱. هرگز خداوند از کارهای ابلهانه و غضب و دروغ برکنار نیست! (نعوذ بالله)

۲. خداوند از آن که یهود را به چنین حالی گذاشته سخت پشیمان است، به طوری که هر روز به صورت خود لطمه می زند و زار زار گریه می کند!

۳. ارواح یهود از ارواح دیگران افضل است، زیرا ارواح یهود جزء خداوند است!

۴. نطفه غیر یهود مثل نطفه بقیه حیوانات است!

۵. بهشت مخصوص یهود است، و هیچ کس به جز آنها داخل آن نمی شود. ولی جهنم جایگاه مسیحیان و مسلمانان است!

۶. کشتن مسیحی از واجبات مذهبی ماست و پیمان بستن با او یهودی را ملتزم به اداء نمی کند!

۷. کلیساهای مسیحیان که در آنها سگ های آدم نما به صدا در می آیند به منزله زباله خانه است!

۸. اگر یهودیان نبودند برکت از روی زمین برداشته می شد و آفتاب ظاهر نمی شد و باران نمی بارید!

۹. اجانب مانند سگ هستند و برای آنها عیدی نیست زیرا عید برای اجنبی و سگ خلق نشده است!

۱۰. سگ افضل از غیر یهودی است، زیرا در اعیاد باید به سگ نان و گوشت داد ولی نان دادن به اجنبی و غیر یهودی حرام است!

۱۱. ربودن اموال دیگران به وسیله ربا مانعی ندارد. زیرا خداوند شما را به ربا گرفتن از غیر یهودی امر می کند!

۱۲. تا می توانید از غیر یهود بکشید و چنان چه قدرت کشتن او را داشتید و او را به قتل نرساندید، مرتکب خلاف شرع شده اید!

۱۳. تعدی و تجاوز به ناموس غیر یهودی مانعی ندارد. زیرا کفار (غیر یهود) مانند حیوانات هستند و حیوانات را زناشویی نیست!

۱۴. یهودی حق دارد زن های غیر یهودی را به زور برباید و زنا و لواط به غیر یهودی عقاب و کیفری ندارد!

۱۵. هر گاه یک نفر یهودی در جلوی زن خود با زنی زنا کند، زن او حق ندارد مانع او شود و یا علیه او شکایت کند!

۱۶. جایز است انسان شهادت به دروغ بدهد. چنان چه لازم شد می توانید بیست قسم دروغ بخورید ولی برادر یهودی خود را در معرض خطر قرار ندهید!

۱۶ مورد ترجمه مواردی از کتاب تلمود است که در کتاب شناخت یهود نوشته اسدالله محمدی نیا گرد آمده است.

+ نوشته شده در  2007/9/7   توسط محسن  | 

Thomas Harris  

توماس هریس را با این کتاب شناختم. نویسنده ای که کتابش آن طور تصویر شده که همه مبهوت خط به خط آن می شوند. آن قدر زیبا چیزی را که می خواسته بیان کرده که خواننده خیلی راحت با شخصیت های داستانی او ارتباط برقرار می کند. کلمه به کلمه را آن قدر دقیق نوشته که نشان می دهد چه اطلاعات کاملی دارد. در مورد آن چه که می خواهد وارد داستانش کند کامل ترین توضیحات را ارائه می دهد. شخصیت اصلی داستان او یک قهرمان فوق بشری نیست. یک مرد قوی هیکل و خوش اندام که مثل سوپرمن منجی جهان باشد نیست؛ یک زن است. او یک زن ساده اما باهوش است. این یکی از اصلی ترین نکاتی است که در بررسی داستان می توان به آن اشاره کرد.

سکوت بره ها روی ۵ محور می چرخد : ۱ـ کلاریس استارلینگ = شخصیت اصلی داستان که زنی با استعداد و کارمند اف بی آی است. ۲ـ هانیبال لکتر = روانشناسی که خود دیوانه ترین دیوانه هاست و سرنوشت آینده او را با آینده کلاریس پیوند داده. ۳ ـ  بید = حشره ای اسرار آمیز ۴ ـ جیم گامب = قاتلی که نامش هم مانند خودش تغییر یافته است. ۵ ـ جک کراوفورد = رئیس کلاریس استارلینگ در اف بی آی. محورهای داستان توماس هریس هر کدام دنیای خاص خودشان را دارند. این موضوع واقعا شگفت انگیز است! این که یک نویسنده بتواند داستانش را روی ۵ طرز تفکر مختلف و روی ۵ روحیه متفاوت به پیش ببرد شگفت انگیز است!   

Jodie Foster  Anthony Hopkins

توماس هریس وحشت را با معنای حقیقی به خواننده اهدا می کند. البته قصد او از نگارش این داستان به هیچ وجه ایجاد اثری هولناک نیست. بلکه وحشت به طور اتوماتیک در قالب داستان جا گرفته. او در این کتاب آن چنان در روح و روان انسان های عصر جدید کندوکاو می کند و آن چنان به پردازش عنصرهایی که به عنوان مجرم در جامعه شناخته می شوند، می پردازد که همگان را مبهوت و متعجب می سازد. این کتاب که پس از انتشار در آمریکا و سایر کشورها با استقبال و تحسین اغلب منتقدان و روزنامه ها و مجلات روبه رو گردید بر پایه واقعه ای حقیق نگاشته شده است. همان طور که گفتم او به هیچ وجه قصد خلق اثری جنایی و پلیسی را ندارد، بلکه می خواهد جنایت های یک جامعه را با دیدی روان شناختی و با استفاده از علوم رفتاری بنگرد. وی می خواهد به این مهم اشاره کند که تزلزل در روان افراد جامعه و عدم وجود نظام اخلاقی و تربیتی نیک چه فجایعی را به بار خواهد آورد. این امر به خصوص در جوامع غربی که با غرق شدن در تکنولوژی و تکنیک های زندگی برتر اصول مهمی مثل دین و پرداختن به روحیات کودکان و نوجوانان را فراموش کرده اند قابل تأمل است.

Scott Glenn  Ted Levine

فیلم سکوت بره ها هم دقیقا بر اساس کتاب آن ساخته شده است. پس خیلی نیاز به شکافتن آن نیست. اما مسائلی برای معرفی فیلم قابل اشاره است. هنرمندی اسطوره هایی چون جودی فاستر (در نقش کلاریس استارلینگ) و آنتونی هاپکینز (در نقش هانیبال لکتر) فیلم را آن چنان زیبا کرده که بتواند چندین اسکار (مثل اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن برای جودی فاستر و بهترین بازیگر مرد برای آنتونی هاپکینز) را یک جا از آن خود کند. این فیلم یکی از فیلم هایی است که در تاریخ سینمای جهان جاودان است و با پیشرفت روزافزون جوامع مطمئنا هیچ گاه کهنه نخواهد شد. این فیلم آن قدر سکانس های ارزشمند سینمایی دارد که شمارش آن با انگشتان دست ممکن نیست. همان گونه که کتاب آن پاراگراف های ارزشمند ادبی بسیاری دارد که در کمتر کتابی می توان همانند آن را یافت. یکی از قسمتهای این اثر که خیلی مرا متأثر کرد، مهر و محبتی است که جف (راننده جک کراوفورد) نسبت به رییس خود (جک کراوفورد) در هنگام تشییع جنازه همسرش (بلا) ابراز می دارد. در زیر آن قسمت از سکوت بره ها را می توانید بخوانید :

جف صورت خیس از اشک کراوفورد را از دور دید و اتومبیل را به کوچه هدایت کرد، طوری که کراوفورد نمی توانست او را ببیند. از اتومبیل پیاده شد و با ترس سیگاری روشن کرد. وی مخصوصا این کار را کرد تا کراوفورد اشک هایش را پاک کند و او را به سبب دیر آمدن مورد شماتت قرار دهد تا کمی از ناراحتیش کاسته شود.

The silence Of The Lambs

+ نوشته شده در  2007/8/31   توسط محسن  | 

World War

امروز سوم شهریور سال ۱۳۸۶ هجری شمسی است. سوم شهریور من را به یاد یک خاطره غم انگیز تاریخی می اندازد. خاطره ای تلخ که تا ابد خاندان پهلوی ننگ آن را یدک می کشد. دقیقا ۶۶ سال پیش در چنین روزی نیروهای متفقین به خاک ایران تجاوز و آن را اشغال کردند. ایران قبلا بی طرفی خود را اعلام کرده بود ولی رضاخان در اقداماتی احمقانه به حمایت از آلمان نازی پرداخت که گمان می کرد به زودی حکومت جهان را بدست خواهد گرفت. روسیه و انگلستان هم که از دیرباز به خاک پرگهر ایران طمع داشتند و فقط منتظر یک بهانه بودند کشور عزیزمان را مورد حمله قرار دادند. یکی از سیاه ترین و دردناک ترین دوران زندگی ایرانیان در عصر حاضر مربوط به همان ایام است. قحطی و بیچارگی همه جای ایران را فرا گرفته بوده است. امراض گوناگون و درماندگی بیماران و نبود دارو از یک طرف و کمبود غذا و شکم های گرسنه از طرفی دیگر داشت مردم ایران را نابود می کرد. در شرح فلاکت مردم باید گفت که هنگام حمله متفقین، سربازخانه ها تعطیل شد و سربازان را بدون آب و غذا و ساماندهی رها کردند. یکی از اقوام ما که الان حدود ۸۵ سال دارد و آن موقع سرباز بوده است تعریف می کند که چون وسیله نقلیه ای وجود نداشت، پیاده از تهران به سمت شهر خودش یعنی قزوین حرکت کرده ! بعد از هر چند ساعت راهی که می رفته در کاروانسراهای بین راه استراحت می کرده و خوشبختانه بعد از چند روز سالم به مقصد رسیده است. او می گوید تقریبا همه سربازها به چنین عاقبتی دچار شدند. جالب است بدانید علت کمبود غذا در آن زمان این بوده است که حدودا نصف محصولات غذایی و کشاورزی مملکت خرج سربازان بی وجود نیروهای متفقین می شده است.

World War

خلاصه این که اشغالگران به بهانه برکناری رضاخان آمدند و یک وطن فروش را از کار برکنار و یکی بدتر را جایگزینش کردند. رضاشاه پس از این واقعه به جزیره دور افتاده موریس تبعید شد و تا آخر عمر آنجا ماند.

+ نوشته شده در  2007/8/25   توسط محسن  | 

اینجا ابتدای کوچه.

اشک ها جاری است و مردم بر سر و صورتشان می کوبند. به پارچه های سیاهی خیره شده اند که مرگ عزیزشان را گواهی می دهند. انگار می خواهند بروند و پاره پاره شان کنند و بگویند : (( نه این حقیقت ندارد! )) همه رخت سیاه بر تن کرده و چشم هاشان از بارش اشک سرخ سرخ است. نوار قرآن روشن است و صدای دل انگیز عبدالباسط بر گریه ها و سکوت شب طنین می اندازد.

آری! این است گردش روزگار ...

اینجا صد متر پایین تر، انتهای کوچه.

قهقهه های بلند دل آسمان را می شکافد. همه منتظر آمدن عروس هستند. اینجا همه غرق در شادی با لباس های رنگارنگ و تمیز و موهای شانه کرده. اینجا فقط صدای موسیقی شادی به گوش می رسد و جیغ ها و کف زدن ها.

آری! این است گردش روزگار ...

 

                     فقط صد متر فاصله ...

                                           یک عروسی ...

                                                      یک عزا ...

                                                          در یک شب ...

 

+ نوشته شده در  2007/8/23   توسط محسن  | 

 

تمامی حقوق برای نشان افتخار و نویسنده آن محفوظ است و استفاده از مطالب وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است.
برخی از مطالب این وبلاگ به خصوص خاطرات با اندکی تغییر و جابه جایی همراه است.
©2007 All rights reserved.