|
روز نوشت های محسن عالیشوندی
|
آخر شما با این کارها قصد دارید به چی برسید؟ جناب لرد والریانس کبیر که در وبلاگت اخباری را منتشر می کنی که حتی یک بچه هم می تواند صحت و کذب آن را تشخیص بدهد؛ یا شما جناب سینا خان (یکی از نویسندگان وبلاگ هری پاتر ۲۰۰۰) با این جواب های غیر مؤدبانه و با این فحش های رکیک کجا را می خواهی فتح کنی؟ من دیگر از نویسندگان وبلاگ جا افتاده ای چون هری پاتر 2000 انتظار نداشتم چنین کاری انجام بدهند. این کارها کاملا بچگانه و غیر حرفه ای است. من واقعا متاسفم. به نظر من شما چند تا آدم عقده ای هستید! چون آگاهان علم روان شناسی (البته من در حال حاضر از روان شناسی چیزی نمی دانم و اینها را خیلی وقت پیش از روان شناس مدرسه مان شنیده ام) می گویند: انسانهایی که عقده ای در دلشان جا گرفته باشد برای رفع مشکلشان به سه چیز روی می آورند : ۱. دروغ گویی و پخش اخبار کذب و تخریب شخصیت فردی که نسبت به آن احساس تنفر می کنند. ۲. مظلوم نشان دادن خود و به طبع ظالم جلوه دادن افراد مورد نفرت ۳. شماره سه هم که خیلی ساده است، فحش و فحش و فحش ! و من چون هر سه اینها را در افرادی مثل شما می بینم (که ماشاءالله الآن کم هم نیستند) می گویم: عزیزان، بروید جای دگر عقده دل وا بکنید؛ افکار مردم فهیم ایران جای این گونه پارازیت ها نیست!
جانم برایتان بگوید قضیه از اینجا آغاز می شود که چندی پیش روزنامه کیهان در مقاله ای در رابطه با هری پاتر مطلبی نوشت. به دنبال آن شبکه دوم سیما هم مستندی در این رابطه پخش نمود. بعد از آن سایت ها و وبلاگ های مختلف اینترنتی به تایید این دو و یا اعتراض به آن پرداختند. در این میان عده ای اصلا انگار از مسیر کار خود خارج شده و در پی این مسائل نسبت به نظام جمهوری اسلامی ابراز انزجار کردند! در حالی که جمهوری اسلامی ایران با صدور حکم چاپ کتاب هفتم و پخش فیلم پنجم صداقت و مردم سالاری خود را ثابت کرد. حال عده ای هم حق دارند که نسبت به مسائلی انتقاد کنند و اصلا انتقاد از اصول پیشرفت در همه امور است . این مطلب که به طور کل جادو انسان را از حقانیت خدا منحرف می کند، یک حقیقت محض است و این خواه و ناخواه در جادو نهفته است و ما طرفداران هری پاتر باید آن را بپذیریم. چرا باید مانند بچه ها لجبازی کنیم و این واقعیت را انکار کنیم ؟
خلاصه این که بعد از آن بعضی وبلاگ ها مطالب واقعا عجیبی را منتشر ساختند. مثلا وبلاگ تالار اسرار در آخرین پست خود این موضوع را ابراز داشته که دو طرفدار دختر هری پاتر که در وبلاگ خود نسبت به اقدامات روزنامه کیهان اعتراض کرده بودند به وسیله پلیس ایران مورد تجاوز جنسی قرار گرفته (الله اکبر) و سپس در زندان اوین با شلیک ۹۰ گلوله اسلحه ژ-۳ اعدام شدند !!!!!!!!! او در وبلاگش مدام از آزادی دم می زند. مگر ما الان در ایران آزادی نداریم؟ این از جمله همان اخباری است که در ابتدا گفتم یک بچه هم می تواند دروغ بودن آن را درک کند. یا مثلا سینا از وبلاگ هری پاتر ۲۰۰۰ به مدیر وبلاگ شبکه ضد پاتر آن چنان فحاشی می کند که واقعا بعضی از فحش هایش را باید در کتاب گینس ثبت کرد!
شما فقط با این کارها دارید آبروی خودتان را می برید و من مطمئنم که مردم ایران حساب شما را از بقیه هری پاتری ها جدا خواهند کرد. ما هری پاتر را دوست داریم و بیشتر از آن دین مان را. پس انتقاد های حقیقی را باید بپذیریم.
سه شنبه شب ۹ تیر ماه مستندی با عنوان هری پاتر بعد از خبر سراسری از شبکه دو سیما پخش شد. این مستند در واقع نقدی بود بر کتابها و فیلم های هری پاتر. فردای آن روز سایت دیوانه ساز آن چنان این مستند را کوبید که هر کس آن را ندیده بود می گفت عجب برنامه مزخرفی بوده است! در حالی که من به عنوان طرفدار دو آتشه هری پاتر از این برنامه فوق العاده لذت بردم!

این برنامه حقایقی به من که تا به حال چند بار کل مجموعه هری پاتر را خوانده بودم فهماند که تا به حال خودم متوجه آنها نشده بودم. در حالی که طرفداران افراطی هری پاتر نمی خواهند این حقایق را قبول کنند. سایت مذکور با بیان مطالبی دروغین و طولانی به تحریک خوانندگان پرداخت که بیشترشان این برنامه را ندیده بودند! آقای امید کرات صاحب سایت با نسبت دادن لقب های زشت و غیر مودبانه ای هم چون قورباغه دهان گشاد به تهیه کنندگان این مستند حمله کرد. ایشان به این موضوع اعتراض داشت که چرا آقای مهران دوستی (گوینده مستند) به این حقیقت اشاره کرده که هری پاتر باعث انحرافات فکری و اخلاقی نوجوانان غرب و دوری آنها از حقیقت وجود خدا می شود. آقایان این حقیقت محض است! این قبول که این یک داستان تخیلی است ولی حتی شخصیتهای معروف داستانهای تخیلی هم گاهی اوقات به خدا احتیاج دارند. ولی در داستان، هری پاتر هیچ گاه به خدا نیاز ندارد (انگار که خدایی وجود ندارد و او خودش می تواند خدا باشد!) و خودش به تنهایی از پس تمام شیاطین بر می آید و در سن ۱۱ سالگی می تواند شخصی هم چون لرد والدمورت را که همه حتی از به زبان آوردن نامش هم می ترسند شکست دهد! شاید شما بگویید اینها همه اراجیفی بیش نیست، ولی باید قبول کنید که این مطالب خواه و ناخواه در دل نوجوانان غرب که از بچگی با بی بند و باری بزرگ شده اند رسوخ می کند. طبق آمار بدست آمده بعد از چاپ رمانهای هری پاتر تعداد کودکان کلیسا روی مسیحی به شدت کاهش یافته و آمار کودکان و نوجوانانی که قصد داشتند با جادو مشکلاتشان را حل کنند به شدت افزایش یافته است! آیا این دلیل روشنی بر این مطلب نیست...؟
